مطلبی در وبلاگ دوست خوبم خواندم با عنوان انشاالله گربه است خیلی از این مطلب خوشم آمد و بسیار خوب نوشته شده بود، نثر بسیار روان، طنز گونه و کنایهآمیزش وادارم کرد که چندین بار مطلبش را بخوانم. در عینحال که از نظر نوشتار خوب بود، مضمونش نظرم را بیشتر جلب کرد. مومنی که مظهر عبادت و پرستش و درگیر اصول و فروع دینش است به راحتی از تمام اصول دینش که سالها برای بهدست آوردنش و رسیدن به درجه زهد تلاش کرده میگذرد فقط برای اینکه تحمل سرما را ندارد! ولی باز هم جای تقدیر دارد که حداقل اگر او منکر سگ شد بلاخره پذیرفت گربهای هر چند مصلحتی در پوستین او خفته بود. آدمهایی که در زمان ما هستند کارشان از آن زاهد هم گذشته و کاملا منکر حتی بودن گربه هم هستند به راحتی از چیزهایی که چشم آدم را در میآورد میگذرند و به مطالبی که به چشم هم نمیآید میپردازند.