پرسه زدن در میان خاطرات
بوی نا ورق های مانده
عکس های قدیمی زرد شده
وغباری که زمان بر گذشته نشانده
و من از اینهمه ماندگی خسته ام
حتا بهار هم بوی تازگی نمیدهد
شاید در میان این ورق های عمر بهار هم جا مانده
این مسابقه دقیقه ها و ثانیه هاست که همیشه تازه است
ثانیه ها نو میشوند و من کهنه تر و خسته تر از قبل
و
...
چه زود میگذرد