تبليغاتX
سکوت تنهایی

چند ماهی هست که از انتشار کتاب کافه پیانو میگذره و هر روز هم بر تعداد خوانندگان آن افزوده میشه که چرا نمیدونم! در پی تبلیغات فراوان و به دنبال کلی تعریف و تمجید تو روزنامه ها یه روز جوگیر شدم و صبح که داشتم میرفتم سرکار ماشینم رو تو یه مطلقا ممنوع پارک کردم و یه برگ جریمه رو به جون خریدم تا زودتر به کتاب کافه پیانو برسم .وقتی شروع به خواندن کتاب کردم اول گفتم لابد این از اون کتابهایی هست که از ۳۰ صفحه که بگذره خوب میشه ولی هرچی جلوتر رفتم چشمام گردتر شد که آخه این کتاب چه چیزی داره که اینقدر ازش تعریف میکنن و به قول یکی از فروشنده ها روزی ۱۰ جلد از این کتاب در روز فروش میره! هرچی صفحات کتاب رو بیشتر میخوندم بیشتر به مغز کسانی شک میکردم که اینهمه این کتاب رو گنده کردن مطمئنم که کسانی که اینقدر از این کتاب تعریف کردند وغوغا راه انداختن یک بارم این کتاب رو نخوندن که لااقل مطالب ضدونقیض کتاب رو از توش بکشن بیرون و پیاز داغ تعریفشون رو یک کم کمتر کنن. آخر به این نتیجه رسیدم که من هم تو دار و دسته همون ۱۰ تا آدمی که در روز اون ۱۰ جلد کتاب رو میخرن هستم و سوپرجو گیر شدم و یه جلد کافه پیانو خریدم ولی خوبی این کتاب این بود که یه اعتماد به نفس خوبی بهم داد که من هم میتونم از همین امروز یک داستان نویس شم و روزی ۱۰ جلد از کتابم فقط تو یک کتابفروشی به فروش بره! البته نویسنده کتاب هم زحمت کشیده که این کتاب رو نوشته ولی ای کاش یک بار قبل از چاپ هشتمش کتاب رو میخوند.

+ نوشته شده در  87/07/06ساعت 14  توسط لیلا  |